...❤طراح (عاشقانه)❤...
...❤بر سنگ مزارم بنویسید: آشفته دلی خفته در این خلوت خاموش که او زاده ی غم بود و ز غم های جهان گشته فراموش...❤ 
نويسندگان
پيوندهای روزانه

مهدیا اگر از منتظرانت بودیم

چون دیده نرگس نگرانت بودیم

کاش با این همه روسیاهی و سنگدلی

از همسفرانت بودیم

.......................... 

زندگی صحنه یکتایی هنرمندی ماست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

...................... 


عشق ها می میرند

رنگ ها، رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

که چه شیرین و چه تلخ

با همه تلخی و شیرینی خود می گذرند

عشق ها می میرند

......................

مهم نیست در کجای این دنیا ایستاده ایم

مهم انست که در چه راستایی گام بر می داریم.

.................... 

می نویسم یادگاری ، تا بماند روزگاری

گر نبودم روزگاری ، این بماند یادگاری

 ...........................

دلا یاران سه نوعند گر بدانی

زبانی اند و نانی اند و جانی

به نانی نان بده از در برانش

نوازش کن به یاران زبانی

ولیکن یار جانی را نگهدار

به راهش جان بده تا می توانی

.................. 

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خوش سخنم

مانده ام سخت عجب ، که از چه سبب ساخت مرا

از چه بودست مراد از این ساختنم

................... 

از کجا آمدم و آمدنم بهر چه بود

به کجا میروم آخر تنهایی و طنم

رخت بر بسته برآنم که به انجا فکنم

آنچه از عالم بالاست من ان می گویم.

..................... 

یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند

طلب عشق زهر بی سر و پایی نکنیم

................ 

در دیاری که نیست کسی یار کسی

یارب محتاج نکن کار کسی را به کسی

................... 

فراموشم نکن هرگز

ولی گاهی به یاد آور

رفیقی را که می دانی

نخواهی رفت از یادش

.............. 

فریدون فرخ فرشته نبود

به مشک و به عنبر سرشته نبود

به داد و دهش یافت این نیکویی

تو داد و دهش کن ، فریدون تویی

..................... 

تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد

حیف باشد که تو باشی و منو غم ببرد

.................. 

خدا را کم نشین با خرقه پوشان

رخ از رندان بی سامان مپوشان

................. 

این جسم من از خاک است

هم خاک شود روزی

این خط من از کاغذ

هم پاره شود روزی

هر کس که مرا داند

یا خط مرا خواند

شاید که کند یادم

افسرده شود روزی

..................... 

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی.

همه عمر برندارم سر از این خمار مستی

که هنوز من نبودم تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتابی که حضور و غیبت افتد

دگران روند و آیند و تو همچنان که هستی.

........................ 

روزگاری که در انیم غنیمت شمریم

شاید ای دوست نرسیدیم به فردای دگری

.................. 

آبی تر از انیم که بی رنگ بمیریم

از شیشه نبودیم که باسنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم

شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم

..................... 

دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون

پس بیایید حادثه ساز و قانون شکن باشیم

................... 

چه می دانی،نمی دانی

که انسان بودن و ماندن چه دشوار است

چه زجری می کشد

آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

...................... 

ای عزیز جانم

از غمی که می دانی

با تو بودنم مرگ است...

بی تو بودنم هرگز...

گر بهانه این باشد...

من بهانه می گیرم

عاشقانه می میرم...

...................... 

خیلی غریبانه می نویسم

کاش اینجا بودی...

می گم این هوای سنگی

نفس سازمو شکسته

ولی پنجه های آواز

وقتی با هم باشه مشته

وقتی که شاعر و کشتن

اونو با ترانه شستن...

....................... 

من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم

که تو در عرش کبریایی خود نداری

من چون تویی دارم

وتو چون خودی نداری

 .......................

زندگی صحنه یکتایی هنرمندی ماست

صحنه پیوسته به جاست

هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 ......................

سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی

به عمل کار براید به سخن رانی نیست

....................... 

عاشقان را بگذارید بنالند همه

مصلحت نیست که این زمزمه خاموش کنید

من نگویم که به حرف دل من گوش کنید

بهتر آنست که این قصه فراموش کنید

....................... 

این جهان پر است از صدای پاهای مردمی که همچنان

که تو را می بوسند

در سر طناب دار تو را می بافند

"فروغ فرخزاد"

.......................... 

هر کجا هستم،باشم،آسمان مال من است

پنجره،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است

چه اهمین دارد گاه اگر می رویند قارچ های غربت

من نمی دانم که چرا می گویند اسب حیوانی است نجیب

کبوتر زیباست، و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد

چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید

چتر ها را باید بست، زیر باران باید رفت

......................... 

آسوده دلان را غم شوریده سران نیست

این طایفه را غله رنج گران نیست

ای هموطنان باری اگر هست ببندید

این ملک اقامتگاه ما رهگذران نیست

.................... 

ای گل تازه که بویی زوفا نیست تورا

خبر از سرزمین...جفا نیست تورا

"داریوش"

 .................

رفیق من سنگ صبور غمهام

بیا که من دیگه خیلی تنهام

هیشکی نمی فهمه چه حالی دارم

چه دنیای روبه زوالی دارم

......................... 

گریه!

تو برام بنویس که طاقت قلم در دست گرفتن را ندارم

بنویس از جدایی ها!بنویس از بی وفایی ها!

و تو ای قلم!

تصویر سکوت بی صدایم ، گریه بی اشکم را برای زندانیان عشق بازگو کن

و تو ای زمانه!

قضاوت مکن که قاضی خداست،فقط خدا

 ......................

کاش این آشنایی ها نبود

یا به دنبالش جدایی ها نبود

 .......................

اگر ماه بودم

به هر کجا که بودی در آسمان تو جا می گرفتم

و اگر سنگ بودم

به هر کجا که بودی سر رهگذار تو جا می گرفتم

و اگر ماه بودی

با صد ناز شاید در آسمان من می نشستی

به هر کجا که بودم

وامی شکستی ، می شکستی...

...................... 

به چه می اندیشی به بهاری که گذشت

به امیدی که دگر زنده نگشت....

................... 

حیدر بابا دنیا یالان دنیا دی

سلیمان نان نوح دان دان قالان دنیادی

هرکیم سیه هر نه ورب،آلیبدی

سلیمان نان بیر قوری آد قالیبدی

..................... 

این که قشنگترین نیستی ، مهم نیست، مهم اینه که قشنگترینی حتی برای یک نفر

...................... 

هر که از کوچه تنهایی ما می گذرد

به هوای هوسی هم که شده

سرکی می کشد و می گذرد

.................. 

ای فسانه،فسانه،فسانه

ای خدنگ تو را من نشانه

ای بلای دل ای داروی درد

همره گریه های شبانه

....................... 

از علی از عشق می گویم سخن

از خدای حق علی گویم سخن

از زمین و آسمان دستان او

از دل شیر خدا گویم سخن

...................... 

یادت میاد روزایی که توی دلا غصه نبود!؟

حیف که همیشه این روزا خاطره میشه خیلی زود!

................... 

و ما!

جوانی را سپری کردیم در شتاب بی صدای زندگی

و در نیمه راه های زیادی ماندیم

با دلتنگی های نفس گیر

اما وقتی

در شهاب یادی

ظلمت شب های بی ستاره می شکند

به گلگشت خاطرات چهار فصل می رویم!!!

..................... 

شب گو رخ مهتاب نبیند سخت است

لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

ما نوکر و ارباب تویی مهدی جان

نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

.....................  

فرصت ها را دریابید که همچون ابرها می گذرند.

"امام علی"

 ..................

در دلم بود که آدم شوم اما نشدم

بی خبر از همه الم شوم اما نشدم

.............. 

از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق دان منزه از دغل

از عین علی عیون ما بینا شود

وز لام علی لسان ما گویا شود

...................... 

ساقیا امشب صدایم با صدایت ساز نیست

یا که من بسیار مستم یا که سازت ساز نیست

............................ 

حوادث آدم ها بزرگ را متعالی و آدم های کوچک را متلاشی می کند.

.......................... 

خدایا اگر تنهاترین اتهایان شوم،باز هم خدا هست،او جانشین تمام نداشتن های من است.

 ......................

بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی

مشک آهوی درشت و راه او

پیش پایم پرنیان آید همی

..................... 

امشب،امشب شب جدایی مونه

بی تو بی تو دلم دریای خونه

منم تنهای تنها میون سیل غم ها

تو پاک و خوبی و من

اسیر دست غم ها

نمی تونم تا بمونم بی تو تنها

....................... 

دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

یاد حرف شهر و رفیق سفر نکرد

.................. 

دنیا همه هیچ و کار دنیا همه هیچ

ای کس برای هیچ با هیچ مپیچ

............... 

ای صبا نکمتی از خاک ره یار بیار

ببر اندوه دل و مژده گلزار بیار

شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن

به اسیران قفس مژده گلزار بیار

عمری است که دل چهره مقصود ندید

ساقیا آن قدح آینه کردار بیار

.......................... 

ده روز مهر گردون،افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

............... 

آزمودم که زندگی دشت غم است

شادیش اندوه و عشقش ماتم است

..................... 

در غروب تلخ غربت ترک یاران می کنم

در کویر خشک و سوزان رقص باران می کنم

زندگی مرگ است و مرگ بر زندگی

پس درود بر مرگ و مرگ بر زندگی

.................. 

مجبت از درخت آموز که حتی سایه اش را از سر هیزم شکن هم بر نمی دارد.

................. 

خورشید باش تا اگر نخواستی بر کسی نتابی،نتوانی

.............. 

چه می دانی،نمی دانی

که انسا ن بودن و ماندن چه دشوار است

چه زجری می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.

..................... 

در شبی که فاصله ای نیست بین خورشید و ماه

در شبی که هوا مانع از طلوع خورشید

.................... 

چو شو گیرم خیالت را در آغوش

سحرم از بسترم بوی گل آید

...................... 

آمدم تا عاشقانه در کنار تو بمونم تا برای تو بمیرم،مهربانم

آمدم ای نازنینم تا به جبران گذشته سر زپایت

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟هم زبان من

.................... 

ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم

غم هجران تو را چاره زجایی بکنیم

دل بیمار شد از دست رفیقان مددی

تا طبیبش به سر آریم دوایی بکنیم

................... 

خاک بودم،خاک هستم،خاکتم داشی

آن روز که به خاک پیوستم فراموشم نکن

....................... 

از حادثه ای تو را خبر خواهم کرد

وان را به دو حرف مختصر خواهم کرد

با عشق تو در خاک نهان خواهم شد

با مهر تو سر زخاک بر خواهم کرد

 

 

[ ۱۳٩۱/۱۱/۱٩ ] [ ٦:۳٤ ‎ب.ظ ] [ غفاری ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

من نه فرهادم ، نه مجنونم ، نه بیژن ! من همان عاشقِ ساده دلِ تنهام که بی تو هیچم . . . :: :: .. .. راه که میروی ، عقب می مانم ! نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم ! میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم ! میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد . . . تو فقط برای منی . . . :: :: .. .. وقتی زن میگوید : دلم برایت تنگ شده ، یعنی دوستت دارد . . . جمله ”دلم برات تنگ شده ” برای زن عمیق تر از تمام اقیانوس ها ست . فهمیدن زن سخت نیست ، فقط باید صدای ضربان قلبش را شنید . . . ! که عاشقانه می تپد ، نه بی دلیل . . . ! :: :: می پرسی : چقدر دوستم داری ؟ میخندم : جهان را متر کرده ای ؟ :: :: ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ؛ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻓﮑﺮ ﺑﻪ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ، ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﯾﺮﻭﺯ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻩ . . . :: :: اگه نهایت دوست داشتن درقطره ی باران است ، من دریا را تقدیمت میکنم . . . :: :: آسمان نیستم که هر پرنده سهمی از من باشد من آن پرنده ام که سهم آسمانش را از چشمان “ تو ” میخواهد . . . .. ... .. .. .. ... .. ... سلام خدمت تمامی خواننده های این وبلاگ من غفاری هستم مدیر این وبلاگ و میخواهم به اطلاع شما برسانم که مطالب این وبلاگ را تقدیم میکنم به سلطان پاپ استاد شادمهر عقیلی ......................... ﻏـﻤـﮕـﯿـﻨـﻢ . . . ﻫـﻤـﺎﻧـﻨـﺪ ﺩﻟـﻘـﮑـﯽ ﮐـﻪ ﺭﻭﯼ ﺻـﺤـﻨـﻪ ﭼـﺸـﻤـﺶ ﺑــﻪ ﻋـﺸـﻘـﺶ ﺍﻓـﺘـﺎﺩ ﮐــﻪ ﺑـﺎﻣـﻌـﺸـﻮﻗـﺶ ﺑــﻪ ﺍﻭ ﻣـﯿـﺨـﻨـﺪﯾـﺪﻧـﺪ !
امکانات وب

كد ماوس







آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

آیکُن های اِمیلی

کد چت روم برای وبلاگ